جوانان دانشجو؛ بی‌انگیزه به دانش

همیشه گفتیم که جوانان ستون فقرات جامعه اند. وظیفهٔ ستون هم نگهداشتن سقف است. اگر آن وجود نداشته باشد ساختار(سقف) از هم می‌پاشد. جوانان به‌مثابهٔ ستونی‌ست که اگر در جامعه وجود نداشته باشد، جامعه سقوط می‌کند. خوبی و بدی‌ها را در جامعه بیشتر از همه جوانان تقدیم می‌کند. اگر جوان درخشید، جامعه هم می‌درخشد و در صورت بدی جوان، جامعه بد می‌شود. اما چرا جوانانی که باید انگیزه به دانش‌جویی داشته باشند، از دانش بیزار اند؟ در این مقاله کوشش شده است به این پرسش پاسخ داده شود.

جوانان یک سرزمین سازندگان همان سرزمین اند. جوانان هستند که مسیر سرزمینی را به راست و یا چپ سمت‌و‌سو می‌دهند. شرایط یک کشور بیشتر بستگی به وضیعت جوانان دارد. اگر جوانان با اراده و عزم راسخ به‌ فکر نجات سرزمین‌شان باشند، قطعا با تعهدی که بروز می‌دهند موفق خواهند شد. جوانان افغان هم همان‌های اند که سرنوشت این کشور را خوب و یا بد رقم می‌زنند. ما شاهد بی‌انگیزگی جوانان در قبال علم‌و‌دانش هستیم. جوانانی که باید علاقهٔ شدید به علم‌و‌دانش داشته باشند، از علم‌و‌دانش بیزار اند. من خودم یک جوان دانشجوی حوزه خبرنگاری هستم و به صراحت می‌بینم چقدر جوانان بی‌انگیزه و بی‌تفاوت درقبال تحصیلات خویش اند. توحید “کبیری” دانشجوی حوزه انجنیری است و علت بی‌انگیزگی دانشجویان را چنین بیان می‌کند: «». اما چی علت‌های دیگری وجود دارد که جوانان را بی‌انگیزه ساخته است؟

علل‌ها:

علت‌های زیادی در این قبال وجود دارد، اما مهم‌ترین آنها شامل علل‌های زیر می‌شود.

الف- عدم شناخت درست مهارت فردی: این از اصلی‌ترین علت‌ها می‌تواند باشد. زیرا فردی که نتوانسته است در طول سال‌ها، مهارت فردی خود را پیدا کند و بشناسد، مجبور می‌شود رشتهٔ را برای تحصیلات انتخاب کند که اصلا دوست ندارد. شما فکر کنید، دانشجوی که علاقهٔ شدید و مهارت بالا به حوزهٔ خبرنگاری را داشته باشد عوض آن حوزهٔ انجنیری را برای تحصیلات انتخاب کند، آیا موفق می‌شود؟ قطعا که نه آن‌چنان.

ب- فشارهای تحمیل‌شده: اکثر جوانان برای انتخاب رشتهٔ تحصیلات آزاد نیستند. آنها مجبور اند آن رشته‌های را برای تحصیلات انتخاب کنند که خانواده‌های‌شان می‌خواهد. این موضوع و نداشتن علاقه شخصی به رشتهٔ تحصیلی می‌تواند مُنجر به بی‌انگیزگی شدید درقبال علم‌و‌دانش میان‌شان شود. جوانی که خود نتواند رشتهٔ مورد‌علاقه‌اش را پیش ببرد، به‌اثر فشارهای تحمیل‌شده توسط خانواده‌ها موجب پسمانی‌ها می‌شود.

ج-ضعف اقتصاد: بدون شک که اقتصاد در همهٔ ابعاد زندگی‌مان حیاتی‌ست. پیش‌برد تحصیلات هم عاری از این موضوع نیست؛ متأسفانه نداشتن اقتصاد درست و عدم برآمدن از هزینه‌های دانشگاهی، جوانان بی‌انگیزه می‌شوند. جوانی که بتواند از پس هزینه‌های دانشگاهی خویش برآید، انگیزه تحصیل را نسبتًا میان جوانان بیشتر می‌سازد. البته که این موضوع همیشه دقیق از آب در نمی‌آید و می‌تواند نسبت به شرایط متفاوت باشد. اقتصاد بالا همیشه هم به معنی افزایش انگیزه تحصیلی نیست، بلکه گاهی می‌تواند شکننده باشد.

د- عدم آگاهی: بلی، انسان نا آگاه همیشه اشتباه عمل می‌کند. اگر جوانی ناآگاه باشد و از اهمیت علم‌ودانش چیزی پی نبرد، به‌شدت بی‌انگیزه در قبال این موضوع می‌باشد. آگاهی آزادی را می‌آورد و آزادی اختیار را، همین اختیار است که باعث می‌شود جوانان آن‌چه را انتخاب کنند که واقعا برش ساخته شده‌اند. و با انتخاب درست و مناسب، علاقه ایجاد می‌شود. علاقه هم موجب انگیزه درون جوانان می‌شود. پس بر آن‌چه علاقه داشته باشند، آن را به‌بهترین شکل ممکن پیش می‌برند.

ه- رفتار نامناسب و کوبندهٔ اساتید دانشگاه: هر رفتار نامناسبی دلی را می‌رنجاند و هنگامی که دل رنجید، مطمئنًا انسان در قبال هر چیزی بی‌انگیزه می‌شود. رفتار نامناسب اساتید دانشگاه‌ها می‌تواند موجب افزایش بی‌انگیزگی میان دانشجویان شود.

د- کمبود امکانات: هر کاری نیاز به سلسلهٔ از ابزار دارد. به‌همین‌شکل هر رشتهٔ تحصیلی هم نیازمند ابزاری‌ست که کمک‌کننده دانشجویان در عرصهٔ عمل می‌باشد. در صورت نبود امکانات و شرایط درست، تحصیلات خامخا دانشجویان ضربه می‌بینند. پس نبود امکانات درست می‌تواند علتی از علت‌ها باشد.

پیامد‌ها:

نباید فراموش کرد که این قضیه پیامد‌های منفی و ناگوار را هم به‌پیش دارد. که موارد زیر را در بر دارد:

الف- ایجاد جامعهٔ بی‌سواد و کارنافهم: بدون شک که منفی‌ترین پیامد این قضیه همین است. زیرا در جامعهٔ که انگیزه درقبال علم‌‌و‌دانش به‌ حد اقل رسیده باشد رسیده باشد، نباید انتظار پیشرفت را کشید. نباید انتشار کشید تا افراد کافهم و باسواد فارغ داده شوند. بلی که دانشجویان بالاخره بعد سپری نمودن سمستر‌های خود فارغ می‌شوند، اما تنها چیزی که می‌توان به جامعه تقدیم کرد افراد کارنافهم و ناکارآمد است.

ب- فرار مغز‌ها: یکی از علت‌های فرار مغز‌ها یا همان مهاجرت بی‌انگیزگی تحصیلی است. جوانانی که به‌سبب بی‌انگیزگی فردی بی‌سواد فارغ شوند بالاخره مهاجرت را ترجیح می‌دهند. مهاجرت‌های که می‌تواند زیان‌آور بر جامعه باشد.

ج- کاهش فرصت‌های شغلی: اگر جوانان درقبال تحصیلات خویش بی‌انگیزه پیش بروند و حوزه‌های را برای تحصیلات انتخاب کنند که خود نمی‌خواهند، فرصت‌های شغلی کاهش می‌یابد. این موضوع می‌تواند بالای همهٔ جوانان چی با انگیزه و یا بی‌انگیزه تأثیر منفی بگذارد.

د- کمبود نیروی خلاق: بلی، جامعه با کمبود این نیرو مواجه می‌شود. و تأثیر این پدیده بالای همهٔ جامعه منفی‌ست. با افزایش نیروی خلاق جامعه می‌تواند پیشرفت‌های داشته باشد که با کمبود آن چنین امر ممکن نیست.

راهکار‌ها:

راهکارهای پیشنهادی برای بهبود این وضع را ضمیمهٔ این نوشته ساخته‌ام، تا جوانان با مراعت کردن این راهکارها بتوانند صاحب انگیزه فردی در قبال علم‌و‌دانش شوند.

الف-کشف استعداد درونی: جوانان باید آن‌چه شوند که واقعا می‌خواهند. شدن آن‌چه می‌خواهیم هم بدون کشف استعداد تقریبا ناممکن است. جوانان باید تلاش کنند استعداد و مهارت فردی خویش را بیابند. در هر حوزهٔ که مهارت لازم دارند شروع به فهم دانش آن حوزه کنند. این امر می‌تواند انگیزهٔ درونی را افزایش دهد. زیرا هر آن‌چه که با علاقه انجام شود، بهترین می‌تواند باشد.

ب- برخورد مناسب خانواده‌ها: خانواده‌ها باید بکوشند که فشارهای تحمیلی را بالای فرزندان‌شان وارد نکنند. اجازه بدهند آن‌چه می‌خواهند شوند. باید خانواده‌ها نقش مشاور برای فرزندان‌شان را ایفا کنند، نه حاکم.

اگر چنین اقدام‌ صورت گیرد، استعداد‌ها کشف شده و جوانان با انگیزه عمل می‌کنند.

ج- ایجاد رفتار مناسب اساتید دانشگاهی: رفتار مناسب را همه می‌پسندند. اگر رفتارهای‌ اساتید دانشگاه‌ها مناسب و با مهربانی همراه باشد، می‌تواند انگیزهٔ فردی را افزایش دهد. پس پیشنهاد این‌ست که اساتید گرامی متوجه چنین موضوع باشند. این خود خدمتی‌ست والا. اگرچه اساتید هستند که رفتارهای مناسب و شایسته هم دارند، اما با این‌حال ما شاهد رفتارهای بعضا نامناسب و دیکتاتورانه هستیم.

د-هدف‌گذاری: دانشجویان باید برای آیندهٔ خود هدف‌گذاری کنند و طبق آن پیش بروند. داشتن هدف و برنامه مشخص، میزان انگیزه را بالا می‌برد. انگیزه داشتن هم که خود موجب کامیابی فرد می‌گردد.

جمع‌بندی:

ما در جامعهٔ زندگی می‌کنیم که انگیزهٔ جوانان به علم‌ودانش و تحصیلات به حد اقل رسیده است. باید کوشیده شود تا جوانان با علاقه و انگیزهٔ صادق تحصیلات خویش را به‌پیش بگیرند. اگر از همین‌حالا اقدام به ایجاد انگیزهٔ درونی-تحصیلی آینده و جامعهٔ کارفهم و خلاقی خواهیم داشت. جوانان باید همان حوزهٔ را انتخاب کنند که دوست دارند. فراموش نکنیم که انتخاب درست و دقیق تحصیلی نه‌تنها خدمتی برای خود بلکه به همهٔ اعضای جامعه است.

مقدر "صالح"

چرا سطح زباله‌ها در کابل رو به افزایش است؟

به یک دست صدا نمی‌بر‌اید؛ این یک مقوله‌ی قبول شده در جامعهٔ‌ ماست. اما، اگر بخواهیم این مقوله را به مسئله‌های جامعه خود ربط دهیم، آیا نتیجه‌بخش خواهد بود؟ مسلماً بلی؛ برای داشتن افغانستان عاری از زباله‌ها باید از هردو دوست استفاده کنیم تا صدای ایجاد شود. دولت و مردم شبیه آن دو دست هستند. کابلی که روزانه حدود ۳۶۵۰ تُن زباله تولید می‌کند را، مردم و یا دولت به‌تنهایی اداره می‌تواند؟

زباله، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی شهری است و کابل هم با این چالش روبه‌رو است. موضوعی که صحت و زندگی را همواره تهدید کرده است.

شهر کابل همواره شاهد افزایش زباله‌ها بوده است.

به نقل از منابع، شهر کابل در سال ۲۰۱۸ حدود ۴ میلیون جمعیت داشته است که حدود ۳۰۰۰ تُن زباله تولید می‌کرده است. اما جمعیت کابل در سال ۲۰۲۵ حدود ۵ میلیون نفر تخمین شده است که حدود ۴۶۵۰ تُن زباله تولید می‌شود. این ارقام نشان‌دهندهٔ افزایش نرخ جمعیت و تولید زباله در این شهر است. سالانه حدود ۳۰۰۰ نفر در کابل به دلیل مشکلات بهداشتی جان خود را از دست می‌دهند. زباله‌ها در کابل حدود ۶۸٪ از منابع آبی زیرزمینی این شهر را آلوده کرده اند. زباله‌های تولید‌شده در شهر کابل را مواد غذایی، پلاستیک، کاغذ و سایر مواد تشکیل می‌دهد.

نوعیت زباله‌های شهر کابل براساس فیصدی:

  • زباله‌های آلی (غذایی): ۵۲٫۴٪
  • زباله‌های کاغذی: ۲۰٫۳٪
  • زباله‌های پلاستیکی: ۱۷٫۴٪
  • سایر زباله‌ها: ۱۰٪

دلایل افزایش زباله‌ها در کابل:

۱-افزایش جمعیت: یکی از دلایل اساسی در افزایش زباله‌ها در شهر می‌باشد. زیرا به نقل از منابع هر فردی در جهان روانه حدود ۰٫۷۴ کیلوگرام زباله تولید می‌کند و این برای هر فرد به ۲۷۰ کیلوگرام زباله در سال می‌رسد.

۲-نبود سیستم درست جمع‌آوری در کشور: زباله‌های تولید شده در کابل بیشتر از حدی است که مدیریت شود. و به‌همین دلیل بیشتر زباله‌ها در کوچه‌ها، سرک‌ها، نهرها و جاده‌های عمومی ریخته می‌شوند. یا هم زباله‌ها به‌صورت سنتی دفع می‌شوند.

۳-افزایش مصرف پلاستیک: پلاستیک از بدترین نوع زباله‌ها است؛ زیرا صدها سال‌ طول می‌کشد تا در طبیعت تجزیه شود. و در بعضی حالات حتیٰ تجزیهٔ آن ناممکن است. استفاده آن می‌تواند خطرآفزین باشد. به نقل از منابع، شهر کابل روزانه حدود ۴تُن زباله پلاستیکی تولید می‌کند.

۴-فقر فرهنگی و نبود آگاهی درست در جامعه: مردم همچنان در قسمت افزایش زباله‌ها در شهر کابل مقصر اند؛ زیرا آنها فرهنگ شهرنشینی را چنان که باید مراعت کنند، نمی‌کنند. بسیاری از مردم هنوز عادت دارند زباله‌ها را در جوی، کنار سرک یا زمین خالی بریزند.

۵-نبود زیرساخت‌های معیاری و درست در کابل.

وظایف دولت:

۱-ایجاد بیشتر کارخانه‌های بازیافت: دولت باید کارخانه‌های بازیافت زباله‌ها را ایجاد کند. اگرچه بعضی کارخانه‌ها در این قسمت فعالیت دارند، اما کافی نیستند. ایجاد بیشتر چنین کارخانه‌ها باعث می‌شود تا سطح زباله‌ها کاهش یابد، بیشتر جوانان بیکار صاحب کار شوند و هم از زباله‌های بازیافت‌شده، انرژی برای استفاده شهر تولید گردد.

۲-نصب سطل‌های زباله در شهر: اگرچه شهر در شهر کابل سطل‌‌های زباله نصب شده‌‌اند اما بازهم کافی نیستند. دولت باید سطل‌های زباله در جاده‌ها، سرک‌ها و حتی کوچه‌ها را افزایش دهد.

۳-آگاهی دادن توسط رسانه‌ها: دولت باید از طریق هر نوع رسانه‌‌ای موجود برای مردم، آگاهی فرهنگ شهرنشینی را دهد. زیرا اکثر مردم بدون هیچ مسئولیتی در قبال جامعه رفتار می‌کنند. اگر آگاهی‌دهی به‌شکل درست صورت گیرد، مردم ناآگاه، آگاه می‌شوند.

۴-تولید و یا وارد کردن خریطه‌های کاغذی بجای خریطه‌های پلاستیکی(دولتی یا خصوصی): زبالهٔ تولید‌شده توسط کاغذ برخلاف زبالهٔ پلاستیکی زود و راحت‌تر در طبیعت تجزیه می‌شود. به نقل منابع، برای تجزیه شدن کاغذ در طبیعت ۲ تا ۶ هفته کافی‌ است. در حالیکه این موضوع برای پلاستیک صدها سال طول می‌کشد. پس با وارد کردن خریطه‌های کاغذی، این مشکل قدری کاهش می‌یابد.

‌۵-کنترل جمعیت: هرچقدر جمعیت در یک شهر زیاد شود، زباله‌ها هم بیشتر تولید می‌شوند. پس با کنترل این موضوع توسط دولت، این مشکل قدری کاهش پیدا می‌کند. در ارقام بالا به وضوح خواندیم که جمیعت چقدر تأثیر بالای تولید زباله‌ها دارد.

وظایف مردم:

۱-ایجاد حس مسئولیت و وطن‌دوستی در خود: مردم باید به این باور برسند که اگر زباله‌ای را ‌کنار جادهٔ بریزند، روزی تهدید برای خود و وطن‌شان است. اگر مردم درمقابل کشور خود بی‌تفاوت باشند، مشکلات‌شان هم بزودی حل نخواهد شد. زیرا همین مردم هستند که تصمیم می‌گیرند کشورشان چگونه باشد.

۲-استفاده از خریطه‌های کاغذی: مردم باید استفاده خریطه‌های کاغذی را بر پلاستیکی ترجیح دهند. کسبه‌کاران، دکان‌داران و فروشندگان باید از خریطه‌های کاغذی در معاملات‌شان استفاده کنند. بدون شک که این امر سبب کاهش زباله‌ها می‌شود.

۳-افزایش سطح آگاهی خویش: مردم باید در تلاش باشند تا سطح آگاهی خویش را در قسمت زیان‌ و ضررهای زباله، خطر‌های زباله، و…. افزایش دهند.

۴-همکاری با دولت: مردم باید بازوی دولت و حکومت خویش باشند. با رعایت کردن قوانین تدوین‌شده توسط دولت، نقش فعالی می‌توانند بازی کنند. اگر مردم با دولت خویش همکار نشوند، دولت هم به‌تنهایی قادر به انجام کاری نیست. مردم و دولت با هم می

توانند جلو این مشکل را بگیرند.

افزایش زباله‌ها همواره برای شهر‌ها تهدید بوده است. اگر در حل این مشکل به‌طور جدی کار صورت نگیرد، می‌تواند خطرآفرین باشد. با افزایش و توجه نکردن به این موضوع صحت و زندگی میلیون‌ها باشنده پایتخت در تهدید است.

مقدر "صالح"زباله