X
تبلیغات
NIMA


NIMA





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

بی من
چقدر لباس سیاه به تو می آید اگرمی دانستم زودتر می مردم 

هر کاری می خواهی بکن. دنیا را آتش بزن آسمان رو به مضحکه بگیرزمین را تحقیر کن . باد و  گل را نبو. خنده را فراموش کن و گریه را به خاک بسپار. زیر دیروز دفن شو و در فردا غرق. حتی اگر می خواهی کودکی را پشت سر بگذار هر چه می خواهی بکن اما هیچگاه رویاهایت را فراموش نکن


                                                                                                                        

http://marzijoon.persiangig.com/image/new_folder/O04IYV.jpg 


نويسنده: نیما مورخ: جمعه 11 شهریور1390 در ساعت: 12:17 بعد از ظهر
|+|

شعرعاشقانه/باعکس

 

منتظرت شدم ولي در نزدي

بر زخم دلم گل معطر نزدي

گفتي كه اگر شود مي آيم اما

مُرد اين دل و آخرش به او سر نزدي


نويسنده: نیما مورخ: سه شنبه 28 تیر1390 در ساعت: 11:55 بعد از ظهر
|+|

طنز:تفاوت خوابگاه دختران و پسران درشب امتحان

 

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.) …

شبنموا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!…

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد.

منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام . . .

!!!!

شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۷:۳۰بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: فرانسه همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود….. .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.


نويسنده: نیما مورخ: دوشنبه 27 تیر1390 در ساعت: 11:27 بعد از ظهر
|+|

عکسهای جالب(ادامه مطلب)

 عکس   
عکس های گرفته شده در زمان مناسب عکس   
عکس های گرفته شده در زمان مناسب عکس   
عکس های گرفته شده در زمان مناسب


نويسنده: نیما مورخ: جمعه 27 خرداد1390 در ساعت: 3:59 بعد از ظهر
|+|

ادامه مطلب یه نگاهی بکن


اگر می توانستم مجازاتت کنم

از تو می خواستم......

به اندازه ای که تو رو دوست دارم

مرا دوست داشته باشی


نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:54 بعد از ظهر
|+|

سلامتی دوست

ღ♥

به سلامتی درخت!

نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.

  ღ♥

به سلامتی دیوار!

نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.

ღ♥

به سلامتی دریا!

نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

 

به سلامتی سایه!

که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

 

ღ♥

به سلامتی پرچم ایران!

که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.

ღ♥

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.

ღ♥

به سلامتی نهنگ!

که گنده‌لات دریاست.

ღ♥

به سلامتی زنجیر!

نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.

ღ♥
به سلامتی خیار!

نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.

ღ♥

به سلامتی شلغم!

نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.

ღ♥

به سلامتی کرم خاکی!

نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

ღ♥

به سلامتی پل عابر پیاده!

که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

ღ♥

به سلامتی برف!

که هم روش سفیده هم توش.

ღ♥

به سلامتی رودخونه!

که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

ღ♥

به سلامتی گاو!

که نمی‌گه من، می‌گه ما.

ღ♥

به سلامتی دریا!

که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.

ღ♥

به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.

ღ♥

به سلامتی بیل!

که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.

ღ♥

به سلامتی دریا!

که قربونیاشو پس می‌آره.

ღ♥

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!

که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

ღ♥

به سلامتی عقرب!

که به خواری تن نمی‌ده.


(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)

ღ♥

به سلامتی سرنوشت!

که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.

ღ♥

به سلامتی سیم خاردار!

که پشت و رو نداره.

نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:49 بعد از ظهر
|+|

بیا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبیا تا قصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comبرگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشدبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شدهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچه عاشقانه نگاهم می کردی و حرف می زدیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچرا رفتی از کنارم؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comتو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای بی محبتبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comبا چند خاطره ماندمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comبرگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین باهم بودن تکرار شودبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comدلم بد جور برای تو برای حرف هایت تنگ بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comصدای خنده هایت تنگ شدهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comبا آمدنت من را دوباره زنده کنبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comواحساس را دوباره در وجودم شعله ور کنبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comتا عاشقانه تر از همیشه از تو آن عشق پاکت بنویسمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.comچطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفتهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comزندگی می بخشه؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comچطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comای تنهاترین ستاره زندگی منبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comپشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ   
 www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.comتا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    
www.bahar-20.com


نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:47 بعد از ظهر
|+|

نگاه کنید بخندید
  

           

     

      

          


نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:39 بعد از ظهر
|+|

حرف دل
روزها گذشت سالها گذشت من هنوز عاشقتم به یادتم نمیدونم خبر داری منتظرم یا مردم و فقط تو خاطراتتم روز و شبم به این خیال طی شد که زخمهام خوب میشن شوق من اونو میاره صبح غمهام غروب میشن یه عمر طولانی و من به این سوال میگذرونم چی شد گذشتی از من و رفتی چرا نمیدونم زخمهام که سربازه هنوز عمری نمونده تا سحر خسته و پیر و خم شدم از تو نیومد یه خبر چشمام به در خشکید و رفت نا ندارم بیشتر از این با رفتنت فنا شدم بیا خودت اینو ببین

نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:26 بعد از ظهر
|+|

طراحی خوشگل
___& __________
_____&&& &&&___
____&&&&&&___
___&&&*&&**__
______**&&**__
_______**&&**__
________**&&**____
_______ __$$&$$$_______________$&$$$
______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&&
___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
__$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$&
__$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
__$111111111$$$$آپم بیا پیشم منتظرم$$$$$111111$$&
__$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
_ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
______ __&&111111111111111111111&&1&
_________ _&&11111111111111111$&_&&
__________ ___&&111111111111$$&___&&
__________ ______&&&1111111$&______&&&_&*
____________________&&&111& _____&&&&*
______________________&&&&&$ _______ &*


نويسنده: نیما مورخ: شنبه 21 خرداد1390 در ساعت: 4:3 بعد از ظهر
|+|

عاشقانه

حكمت وزیدن باد، رقصاندن شاخه ها نیست..!

امتحان ریشه هاست




وقتى ازغربت ایام دلم میگیرد مرغ امیدمن ازشدت غم میمیرد،دل به رویاى خوش خاطرهامیبندم،بازهم خاطرهادست مرامیگیرد





افتاده به بن بستم ودر پیش ندارم راهی به جز آغوش تو؛اما شدنی نیست





زندگی سه چیزه:گریه كه خشك میشه خنده كه محو میشه و یاد تو كه فراموش نمیشه





الهی روز گارت آفتابی الهی شا مگاهت مهتابی الهی در همه دو ران عمر ت به قلب هر که خو ا هی راه یا بی*






خال دل راحكم كردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام رامیگذارم





در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت گفته شد دلداده هااز هم جدا وای بر این حکم واین قانون زشت.





ای قرار لحظه های اضطراب;بر روان دیده ام منشین چو خار , جاری عشقی به شریان وجود,بی تو بایدشعر دلتنگی سرود*





زندگی نیست به جزعشق,به جزحرف محبت به كسی/ورنه هرخاروخسی زندگی كرده بسی





میگم دلمو ندیدی؟آخه از وقتی امد دنبالت هنوز برنگشته!!!






زندگی مثل بازی قایم باشكه،كاش وقتی چشم میذاریم مجبور نباشیم زیاد بشمریم،چون انوقت دوستامون اونقدر از ما دور میشن كه دیگه نمیتونیم پیداشون كنیم





نازآن چشمی که سویش مال ماست! نازآن زلفی که تارش مال ماست! نازآن چوپان که سازش مال ماست،نازآن یاری که قلبش یادماست !






در زمین عشقی نیست كه زمینت نزند،آسمان را دریاب





حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت

هركس كه ترا دید به چشمان تو دل باخت

نقاش غزل تا كه به چشمان تو پرداخت

دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت


نويسنده: نیما مورخ: پنجشنبه 19 خرداد1390 در ساعت: 2:40 بعد از ظهر
|+|

اسمس های باحال

ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند


صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم


نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است .

کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد


اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست


آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟

هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود


بدگویی ، رسوایی در پی دارد

اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم


با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود


اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری


شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است


بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند .

بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است

ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد


کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است


رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست


برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید


تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم


کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است .


کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد


تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است

چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار زبونی شدند


هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت

آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست


کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. اُرد بزرگ



آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود


نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها

آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است

نويسنده: نیما مورخ: پنجشنبه 19 خرداد1390 در ساعت: 2:24 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod

 قالب میهن بلاگ قالب وبلاگ